عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

234

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

بوزير اظهار نمود از آن ببعد وزير در احكام خليفه توقف كرد ( ست نسيم ) و ( رشيق ) از اين امر مطلع شدند و افشاى اين سر را بر ابو الفرج طبيب حدس بردند و محض اينكه اين خبر شايع نكردد بر قتل حكيم مصمم شدند پسرهاى قمر الدّين را كه هر دو از مردم لشكرى و بشجاعت و جلالت معروف بودند بر قتل حكيم تحريك كردند در بعضى از ليالى كه حكيم مزبور از خانهء وزير مؤيد قمى بيرون آمده و قصد دربار خلافت داشت در نزديك باب الغله او را كمين نموده و با زخم كارد از پاى درآوردند و خادمى را كه در جلو حكيم مشعل برداشته بود نيز زخم منكرى زدند و اين واقعه در شب پنجشنبه بيست و هشتم جمادى الاولى سنه عشرين و ستمائه ( 620 ) اتفاق افتاد على الصباح كه قتل حكيم در شهر بغداد منتشر گشت قاتلين را بدست آورده به حكم خليفه در همان مكانى كه حكيم را كشته بودند هر دو را شكم دريده در باب المذبح كه محاذى باب الغله است جسد آنها را مصلوب نمودند * چون حكيم را تمول و اندوختهء زياد بود خليفه در اموال او طمع نمود و حكم كرد كه او را هرچه نقديّه است بخزانهء دولت حمل نمايند و اثاث البيب و املاكش را بوراث بازگذارند صاحب كتاب عيون الانباء از شمس الدّين محمد بغدادى روايت كند كه در آن‌روز از خانهء ابو الفرج طبيب هشتصد و سيزده هزار دينار ( 813000 ) زر مسكوك بدار الخلافه حمل دادند و اجناس و املاك وى كه براى وراث باقى مانده بود هزار هزار دينار تخمين رفت * در كتاب روضة الصفا مسطور است كه الناصر لدين اللّه خليفهء عباسى بغايت زردوست بود در ايام خلافت او هر تاجر متموّلى كه در بغداد فوت مىشد مخلفات او را ببيت المال برده ورثهء او را محروم مىساختند انتهى ) ابو الفرج طبيب را كتابى است در حفظ صحت كه بنام الناصر لدين اللّه نوشته * 2 1 ( 6 ) امين الدولة الطبيب المعروف بخواجه اسم اين حكيم در كتب تواريخ ديده نشده در السنه بخواجه امين الدوله معروف است وى از اعاظم حكما و طبيب خاص ارغون خان بن اباقاخان ابن هلاكوخان از سلاطين ( مغول ) مىباشد در اوايل امر آن طبيب هنرمند در حفظ صحت و امر طبابت ارغون ايلخان با سعد الدوله